کشتی رانی کردن
مترادفها
قایقرانی کردن، دریانوردی کردن
لغت نامه دهخدا
کشتی رانی کردن. [ ک َ / ک ِ ک َ دَ] ( مص مرکب ) دریانوردی کردن. ملاحة. ( منتهی الارب ).
- امثال:
در هر رودی کشتی رانی نتوان کرد.
جمله سازی با کشتی رانی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این جزیره عمدتاً جنگلی، با برخی از فضاهای باز است. اسکله کوچکی در سمت شرق این جزیره برای کشتی رانی استفاده می شود.
💡 در نمای پایانی از این قسمت، دنریس به همراه ناوگانِ آهن زادهها و به کمک دورنیها، دوتراکیها، ارتش خاندانِ تایرل و آنسالیدها به سوی فتح وستروس گام کشتی رانی میکند.
💡 معین التجار از بازرگانان مشهور شوشتر بود که به دلیل اصالت بوشهری به معین التجار بوشهری نیز معروف بود. وی شرکتی به نام شرکت ناصری برای کشتی رانی در کارون تأسیس کرده و مجموعه از از بناها در بندر ناصری (اهواز امروزی) بنا کرد
💡 در روزهای آفتابی تابستان، بسیاری از گردشگران علاقهمند به فعالیتهای آبی، وقت خود را به کشتی رانی کردن در دریاچه آرام و زیبای کوهستانی اختصاص میدهند.
💡 یادگیری اصول صحیح برای کشتی رانی کردن در امواج بلند دریا، نیازمند تمرینات مداوم و داشتن تجربه بسیار زیاد در مواجهه با شرایط آب و هوایی مختلف است.
💡 او تمام عصر را به کشتی رانی کردن در کنار ساحل گذراند تا از صدای آرام برخورد امواج با بدنه قایق و آرامش طبیعت لذت کامل ببرد.