کره تن
مترادفها
چاق، تپل، تنومند
متضادها
لاغر، نحیف، جنبند
لغت نامه دهخدا
کره تن. [ ک َ رِ ت َ ] ( اِ ) عنکبوت را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). کارتن. کارتنه. ( حاشیه برهان چ معین ).
فرهنگ فارسی
عنکبوت
جمله سازی با کره تن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سو یونگ-وو (کرهای: 서영우؛ زادهٔ ۲۷ اکتبر ۱۹۹۱) ورزشکار بابسلد اهل کره جنوبی است.
💡 همچنین این سرود به زبان فارسی توسط ارتش کره شمالی در سال ۱۳۶۹ اجرا شده است.
💡 شعار رسمی به زبان کرهای «평화의 숨결, 아시아의 미래» به معنای واقعی کلمه به معنای «نفس صلح، آیندهٔ آسیا» میباشد.
💡 داستان دریای خون مربوط به دهه ۱۹۳۰ است، یعنی زمان اشغال شبهجزیره کره توسط ژاپن.
💡 گرچه غایب ز نظرها شده ام چون عنقا کره قاف است همان بردلم از شهرت خویش
💡 این دوره از بازیها در به میزبانی کشور کره جنوبی برگزار شده است.