لغت نامه دهخدا
کرجی کش. [ ک َ رَ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه کرجی کشد.آنکه طنابی به کمر بندد و به موازات ساحل حرکت کند تا کرجی را برخلاف جریان آب ببرد. ( یادداشت مؤلف ).
کرجی کش. [ ک َ رَ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه کرجی کشد.آنکه طنابی به کمر بندد و به موازات ساحل حرکت کند تا کرجی را برخلاف جریان آب ببرد. ( یادداشت مؤلف ).
آنکه کرجی کشد. آنکه طنابی به کمر بندد و به موازات ساحل حرکت کند تا کرجی را بر خلاف جریان آب ببرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهزاد حیدرشاهی متولد تهران (زادهٔ ۱۵ مرداد ۱۳۷۰) بوده و اصالتاً کرجی میباشد.
💡 صادقی، علی اشرف ۱۳۷۹: چند شعر به زبان کرجی، تبریزی و غیره... در مجلهٔ زبانشناسی، سال پانزدهم، شمارهٔ دوم، پاییز و زمستان
💡 گویش کرجی گویشی از زبانهای ایرانی شمال غربی و زیرمجموعه زبانهای حاشیه دریای خزر و زیرشاخه گویشهای فارسی-مازندرانی میباشد که در شهرستان کرج از دهستان آدران تا شهر کرج، شهرستان فردیس و شهرستان ساوجبلاغ گویش میشود. این گویش در افعال و واژگان به زبان مازندرانی شباهت دارد.