لغت نامه دهخدا
کرای ملک. [ ک َ م َ ل ِ ] ( اِخ ) پسر امیر ارغون است و امیر ارغون آقا وی را در 654 هَ. به خدمت هولاکو فرستاده است. رجوع به تاریخ جهانگشا ج 2 ص 259 و حبیب السیر چ کتابخانه خیام ج 3 ص 95 شود.
کرای ملک. [ ک َ م َ ل ِ ] ( اِخ ) پسر امیر ارغون است و امیر ارغون آقا وی را در 654 هَ. به خدمت هولاکو فرستاده است. رجوع به تاریخ جهانگشا ج 2 ص 259 و حبیب السیر چ کتابخانه خیام ج 3 ص 95 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم که کرایی ای بت دلبر گفتا که نصیر ملک سلطان را
💡 زهرچه هست به من صلح کن که ملک دو کون نمیکند بر صاحبدلان کرای نزاع