کدو زدن
لغت نامه دهخدا
کدو زدن. [ ] ( مص مرکب ) ظاهراً نوعی از مراسم و تفریحات نوروز بوده است: قومی از دیلم روزنیروز بر عادت خویش بدین ناحیت درآمدند زیرا که معلوم داشتند که در این روز مردم به کدو زدن و لهو و لعب و گوی بازی کردن مشغول باشند. ( تاریخ قم ص 248 ).
جمله سازی با کدو زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تأکید میکند که با وجود برگزاری سالانه این مراسم، اما تنها موفق شده است به یک مراسم عمرکشان دعوت بشود که نشانه مخفیانه برگزار شدن این مراسم در آن دوران بوده است. شولاتور، روزنامهنگار آلمانی نیز به رسم آتش زدن عروسک عمر بن خطاب طی این مراسم اشاره میکند و این رسم را به اکثر دهاتهای ایران منتسب میکند. اصلانی نوع و جنس نماد عمر بن خطاب در این مراسم را چنین تشریح میکند: «از چوب، کاغذ، کدو یا کوزه، هیکلی را میساختند و با کاغذ و مقوا صورتی برایش میساختند؛ از پنبه یا پشم سفید برای آن ریشی میگذاشتند.