فرهنگ معین
(کُ حْ لْ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) سرمه دان.
(کُ حْ لْ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) سرمه دان.
سرمه دان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهر داهی را شود اجزای خاکی توتیا چرخ کحلی را بود چشم جهان بین سرمه دان
💡 گر عاشقی بمیل سهر در دو چشم کش کحل کلام هر سحر از سرمه دان شب
💡 پر شده شان بین زغبار استخوان کحل بصیرت کن از آن سرمه دان
💡 پر شده شان بین ز غبار استخوان کحل بصیرت کن ازان سرمه دان