لغت نامه دهخدا
کثیف کردن. [ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ستبر و غلیظ و انبوه کردن. || آلوده کردن چیزی به کثافت. ناپاک کردن.
کثیف کردن. [ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ستبر و غلیظ و انبوه کردن. || آلوده کردن چیزی به کثافت. ناپاک کردن.
ستبر و غلیظ و انبوه کردن یا آلوده کردن
sporcare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موهای کوتاه، تیرهرنگ، بدون بو و نرم آن نیازی به اصلاح. برس زدن. شانه زدن وحمام کردن ندارند. مگرآن که به صورت اتفاقی کثیف وآلوده شوند. درمحیط خارج ازخانه داشهوند سگی خستگی ناپذیرسرسخت وقوی است ودرداخل خانه سگی مطیع و وظیفهشناس. درموقع بازی بشاش ودرمواقع خطرهوشیاراست.
💡 وضعیت در منطقه بسیار نامناسب بود، بهطور مثال، تختخواب به اندازه کافی وجود نداشت، همه چیز کثیف بود و همه جا پر از موش بود. وقتی در نوامبر سال ۱۸۵۴ به منطقه رسید، پزشک ارتش حاضر نبود با او کار کند، اما این باعث نشد نایتینگل مأیوس شود و خیلی زود شروع به تمیز کردن محوطه کرد و سربازان بیشتری نیز برای تمیز کردن بیمارستان به او پیوستند.
💡 «هیچکدام از دیالوگها و صحنههایش شبیه به مستندها و فیلمها نیست. اینجا همه چیز واقعی است. سیلی خشن و تیز حقیقت از همان اول میخورد توی گوشت. پیدا کردن کاسبان دلالی کثیف دختران خیلی هم سخت نیست. شماره تماس آنها در فضای مجازی دست به دست میشود. کسانی که بیپروا مثبت هجده حرف میزنند.»
💡 بزرگواری اردیبهشتماه ۱۳۹۴ در مصاحبهای دربارهٔ سخنان وزیر کشور مبنی بر پولهای کثیف و واکنشی که نمایندگان مجلس به این موضوع داشتند، گفت: در گذشته هم برخی با پتک قرار دادن موضوعاتی همچون ۳ هزار میلیارد تومان و بابک زنجانی به دنبال بدنام کردن جریان اصولگرایی بودند در حالی که جریان اصولگرا خود پیشگام برملا کردن این گونه مفاسد بود.