کباده کش

لغت نامه دهخدا

کباده کش. [ ک َب ْ با دَ / دِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه کباده کشد. آنکه کباده را که آلت آهنین است بالای سر از جانبی به جانب دیگر به حرکت آرد نیرومند شدن عضلات را. || مجازاً جویای نام و مقام. طالب و خواستار درجه و مقام. آنکه داعیه بدست آوردن مقامی و منزلتی و رتبه ای داشته باشد.

فرهنگ معین

( ~. کِ ) (ص فا. ) آن که با کباده (زورخانه ) ورزش کند.

فرهنگ عمید

کسی که با کباده ورزش می کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کمان کش. ۲ - آنکه با کباده ( زور خانه ) ورزش کند.

ویکی واژه

آن که با کباده (زورخانه)
ورزش کند.

جمله سازی با کباده کش

💡 به آه گرم تواند کسی که زور آورد کمان سخت فلک را کباده می سازد

💡 کمان وصل بتان را ز موم ساخته اند عبث کباده ی خمیازه تا به چند کشی

💡 کمند خام و سنان نیزه توپ کشگنجیر کباده هست کمان و هدف بود آماج

💡 در ورطهٔ کشاکشِ دوران فتاده‌ایم این بحر را چو موج، کمان کباده‌ایم

💡 کمان جور، بآذار خلق زه بستن کنون گذشته، خدنگ قدت کباده بس است

💡 تن در مده به عجز که در قبضه جهان گردد کباده، نرم چو شد شانه کمان

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز