کاهل رو

لغت نامه دهخدا

کاهل رو. [ هَِ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) سست رو. آنکه آهسته رود. کندرو:
کاهل روی چو باد صبا را ببوی زلف
هر دم به قید سلسله در کار میکشی.حافظ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه بسستی راه پیماید: [ کاهل روی چو باد صبا را ببوی زلف هر دم بقید سلسله در کار میکشی ]. ( حافظ )

جمله سازی با کاهل رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زاهد از بهر خدا پیشۀ تقوی نگرفت عشق را بار گران خواجه چو من کاهل بود

💡 گنه و کاهلی خود به قضا بر چه نهی؟ که چنین گفتن بی‌معنی کار سفهاست

💡 ای باد، کاهلی مکن و سوی دوست رو ما را بکن به آمدن آن نگار خوش

💡 جان بر تو فرستم که ازان سوی که دل رفت در بردن اگر کاهلی از باد نباشد

💡 بی‌گمان از کبر خیزد دشمنی حاصل آید خواری از کاهل‌تنی

💡 گر تو مرد این چنین همت نه‌ای دور شو کاهل، ولی نعمت نه‌ای

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز