لغت نامه دهخدا
کاه کن. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کهنوج شهرستان جیرفت که دارای 50 تن سکنه، آب آن از رودخانه و محصول عمده اش خرماست. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
کاه کن. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کهنوج شهرستان جیرفت که دارای 50 تن سکنه، آب آن از رودخانه و محصول عمده اش خرماست. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
دهی است از بخش کهنوج شهرستان جیرفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو خوشه سر بسوی ماه میشد دلی چون خور رخی چون کاه میشد
💡 توئی بر روی این یم یک پر کاه کجا گردی ز قعر بحر آگاه
💡 با اعتماد صابری با عشق کردم کافری در پیش صرصر راستی وزنی نباشد کاه را
💡 خصوصاً که بر خاطر پادشاه چه کوه اُحُد از گرانی چه کاه
💡 مور صحرای قناعت شو که برگ زندگی گر پر کاهی است، در دامان این صحرا پرست
💡 که دید هرگز کوهی زماه گشته چو کاه که دید هرگز ناری زسرو گشته چونال