لغت نامه دهخدا
کاه ری. [ رِ ] ( اِخ ) دهی است که آن را کانرود نیز گویند. رجوع به کانرود شود.
کاه ری. [ رِ ] ( اِخ ) دهی است که آن را کانرود نیز گویند. رجوع به کانرود شود.
دهی است که آنرا کانرود گویند
💡 درد من افزون شد و کاهید عمرم از ندم بس که من از سینه آه عمر کاه آوردهام
💡 ور بتبدیل طبایع رأی او فرمان دهد کاه را بینی چو کوه و کوه را بینی چو کاه
💡 به بحر حلم تو گر کوه را دراندازند چو کاه بر سر آب آید از سبکباری
💡 بار عشق او که کس را برگ کاهی تاب نیست مینهد بر جان من صد کوه و منت مینهد
💡 جاه از هزار مهتر و سرور فزون شود گر بدهد از هزار یک جاه خود ز کاه