کار در پا افکندن

لغت نامه دهخدا

کار در پا افکندن و انداختن. [ دَ اَ ک َ دَ وَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از سخت و دشوار گردانیدن کار. ( آنندراج ):
مینداز در پای کار کسی
که افتدکه در پایش افتی بسی.سعدی ( از آنندراج ).چو دل در زلف توبسته ست حافظ
بدینسان کار او در پا میفکن.حافظ ( از آنندراج ).

جمله سازی با کار در پا افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پروانه زنده باز نگردد زطوف شمع این کار در ولایت عشاق باب نیست

💡 حسن شوخش پرده برگیرد اگر از روی کار در جهان باقی نمی ماند گریبانی درست

💡 در پای تو میرم به یقین آخر کار در پای تو مرده به که از چشم تو دور

💡 می کشم بار غم عشق و جزاینم نیست کار در غم عشقش همین است کار و بارم الغیاث

💡 اساس تربیتم کرده ئی و خوش کاریست تمام کن که بود نظم کار در اتمام

💡 در وادیی فتاده مرا کار در گره کز زخم خار، آبله گریان نمی شود

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز