ژان بن سنت اند
لغت نامه دهخدا
( ژان بن سنت آند••• ) ژان بن سنت آندره. [ ژام ْ ب ُ س َ رِ ] ( اِخ ) یا آندره ژان بون. او را بارون نیز میگفتند. وی عضو مجلس کنوانسیون فرانسه بود ( 1749-1813 م. ).
جمله سازی با ژان بن سنت اند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كرامت اول: زنى بود با چند بچه كه خود و شوهر و تمامى فاميلش ازاهل سنت اند. اين خانم مبتلا به فلج شده بود، شوهرش مبالغ زيادى را خرج او كرد و چوناز شفاى او مايوس شد او را همراه بچه ها به خانه پدرش برد. چه، تصميم گرفتهبود كه زن را طلاق داده و همسر ديگرى اختيار كند. خانم مزبور، با وضع پريشان بهخواهران خودش مى گويد:
💡 مردم بومی این ولسوالی تاجکها اند و عربها، خواجهها، سادات و پشتونها نیز در ردههای پاین در این ولسوالی زندگی میکنند. مردم این ولسوالی همه مسلمان و پیروی اهل سنت اند. نزدیک به ۹۵ درصد مردم ولسوالی گلدره به زبان فارسی در شش لهجه متفاوت تکلم میکنند و باقی پشتو حرف میزنند. بیشتر مردم این ولسوالی مشغول کارهای خصوصی و دولت در شهر کابل اند و متباقی مشغول باغداری و کشاورزی.
💡 نگارنده گويد: حكم، سلمه و ابوالقمدام همه از علماىاهل سنت اند كه با اهل بيت عليه السلام در مخالفت بودند.