لغت نامه دهخدا
چوب شکاف. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) شکافنده چوب. || ( اِ مرکب ) پانه و فانه. ( ناظم الاطباء ).چوبی باشد که درودگران در میان چوب دیگر نهند تا شکافتن آن آسان گردد. ( از فرهنگ سروری ). چوب شکاونه.
چوب شکاف. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) شکافنده چوب. || ( اِ مرکب ) پانه و فانه. ( ناظم الاطباء ).چوبی باشد که درودگران در میان چوب دیگر نهند تا شکافتن آن آسان گردد. ( از فرهنگ سروری ). چوب شکاونه.
شکافند. چوب ٠ یا پانه و فانه ٠ چوبی باشد که درود گران در میان چوب دیگر نهند تا شکافتن آن آسان گردد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علیرغم اینکه این نوع زنبور، زنبور درخت نامیده میشود، ولی در شکافها و زیرزمین زندگی میکند و میتواند در مناطق شهری و روستایی پیدا شود. علائم و ویژگیهای آن دارای نوارهای زرد و سیاه است. زنبورهای کارگر یک سیستم تعیین جنسیت دارند، زنبورهای کارگر تمام کارهای روزمره را برای ملکه انجام میدهند، زمانیکه اولین کارگران به سن بلوغ میرسند کارهای خدماتی و انجام وظیفه مشغول میشوند، معمولاً تهیه خوراک از شهد گیاهان برای لاروها در لانه تهیه میکنند، تهیه چوب برای ساخت لانه نیز بر عهده زنبورهای کارگر است.
💡 ترکهها میتوانند برای آغاز آتش سودمند باشند. آنها را میتوان بهعنوان چوب آتشزا استفاده نمود، و نیز شکاف بین چوب بسیار قابل اشتعال (علف و برگهای خشک) و هیزم را پُر کرد.