چهل ته

لغت نامه دهخدا

چهل ته. [ چ ِ هَِ ت َه ْ ] ( اِ مرکب ) جبه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جبه

جمله سازی با چهل ته

💡 دهه ۱۴۲۰ (پیش از میلاد) صد و چهل و دومین دهه قبل از مبدا شروع تقویم میلادی است.

💡 مه نو را بسی روز ای دل افروز توان دید و تو رفتی تا چهل روز

💡 به بالا چهل رش ز لعل و ز در جهان گشته از لعل و یاقوت پر

💡 این روستا در دهستان چهل‌چای قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۵۷ نفر (۴۶ خانوار)

💡 در ۱۴ مارس ۱۷۰۱، آسانو ناگانوری پس از توهین در این محل، که بعداً منجر به حادثه خونین چهل و هفت رونین شد، به کیرا یوشیناکا حمله کرد و او را مجروح کرد.

💡 بنابر دانشنامه ایرانیکا، دربیک‌ها با چهل هزار نیرو بیشترین شمار نیروها را در نبرد گوگمل و در ارتش هخامنشی داشتند.