چهل اب

لغت نامه دهخدا

( چهل آب ) چهل آب. [ چ ِ هَِ ]( اِخ ) نام کوهی به فیروزکوه است و رودخانه ( کاری سر ) بابل سر از آنجا سرچشمه میگیرد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( چهل آب ) نام کوهی به فیروز کوه است و رودخانه بابل سر از آنجا سر چشمه میگیرد.

جمله سازی با چهل اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چهل سال از این سان همی راند کار رسیده به کام دل از روزگار

💡 باوّل نطفه‌اش را در رحم کرد چهل روزش نگاهی کرد خود فرد

💡 ابوحفص گفت چهل سال است تا چنان همی دانم که نظر خداوند بمن نظر خشم است و کارهاء من همه دلیل بر این می کند.

💡 این روستا در دهستان چهل‌شهید قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۰۲ نفر (۱۷۱خانوار) بوده‌است.

💡 مولايشان، اندامى پهلوانانه دارد، سينه اى ستبر و بازوان پولادين و ورزيده.(529) يارانش قوت چهل مرد دارند. شيران ميدان رزمند و جانهايشان از خاراسنگ، محكمتر.(530)

💡 در اين قصه چهل عبرت است كه مجموع آن در هيچ قصه اى به جاى نيست. براى اين وجوهراست كه خداى عزوجل اين قصه را احسن القصص ‍ مى خواند (2)

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز