چهار گوش شدن. [ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) همه قوه شنوائی خود بکار بردن برای بهتر شنیدن سخن یا آوائی. گوش تیز کردن. به سخن یا آوایی گوش فراداشتن به نحوی که کوچکترین زیر و بم صوت و آوا شنیده شود و یا حرف و کلمه ای از کلام نشنیده نماند. گوش خواباندن. سخت متوجه شدن.
فرهنگ فارسی
هم. قو. شنوائی خود بکار بردن برای بهتر شنیدن سخن یا آوئی. گوش تیز کردن.
جمله سازی با چهار گوش شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهر تا یک قرن بعد از اعراب عراق را فتح کردند پارجا بود و به تناسب «رومگان» (شهر رومیان) به آن «رومقان» میگفتند. بنا به نوشته مورخان و جغرافیانگاران، شهر مذکور به شکل انطاکیه که شهری چهار گوش بود ساخته شد.
💡 معماران رومی مشکل قرار دادن سقفی مدور بر روی بنایی چهار گوش در گوشهها را با جلو آوردن تدریجی سنگ یا آجرها به شکلی که پیوسته مدور تر میشد، را حل کردهاند اما در قلعه دختر شیوه جدیدی به کار گرفته شد که همانا استفاده از سکنج در گوشه هاست.
💡 آرتور پوپ مورخ و ایرانشناس آمریکایی در این زمینه میگوید: خشت و آجر جدید چهار گوش که اطرافش مسطح است و در قالب زده میشود در هزاره چهارم (قبل از میلاد) آشکار شد و ظاهراً این نوآوری از ابداعات ایرانیان بودهاست.
💡 این بقعه بنایی چهار گوش با گنبد یک پوش آجری ساده دارد. سمت جنوب آن ایوانی بلند با دو ستون چوبی وجود دارد که بر بالای لوح سنگ مرقد تاریخ بنای بقعه سال ۹۸۶ ه نوشته شدهاست. کتیبه روی این لوح به خط نستعلیق در پنج سطر است گنبدوبنای این امامزاده در حال حاضردرحال بازسازی میباشد. صاحب مرقد در زیارتنامه موجود از نوادگان سجاد معرفی شدهاست.
💡 چینیهای قدیم برای ساختن معابد خود اشیا مدور را به کار میبردنند، در حالی که کاخهای فانی و دنیوی سلاطین به شکل چهار گوش ساخته میشد. سمبل ستارهشناسی خورشید دایرهای است با نقطهای در مرکز آن.