لغت نامه دهخدا
چهاررگ. [ چ َ رَ ] ( اِ مرکب ) نام دو رگ در لب زبرین و دو رگ در لب زیرین باشد و فصد آن در بیماریهای دهان و لثه سود دارد. ( بحر الجواهر ): ان کانت المادة فضلة حارة ( فی امراض اللثة ) استعمل الاستفراغ و فصد الجهاررک. ( قانون ابوعلی سینا کتاب سیم ص 100 ). و معرب آن جهاررک است: و هی عروق اربعه علی کل شفة منها زوج. ( قانون ابوعلی سینا کتاب اول ص 134 ).