لغت نامه دهخدا
چشمه کاه. [ چ َ م َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است در کنار رود سیم بار متعلق به بجنورد که زراعتش آبی و هوایش گرم است و پانزده خانوار سکنه دارد». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 244 ).
چشمه کاه. [ چ َ م َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است در کنار رود سیم بار متعلق به بجنورد که زراعتش آبی و هوایش گرم است و پانزده خانوار سکنه دارد». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 244 ).
مولف مر آت البلدان نویسد: (( قریه ایست در کنار رود سیم بار متعلق به بجنورد ) )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همیشه زین زمین و چشمه بر راه مراهم دانه خواهد بود، هم کاه