همباز

لغت نامه دهخدا

همباز. [ هََ ] ( ص مرکب ) هم باز. شریک. همتا. انباز. حریف.نظیر. مانند. همانند. ( یادداشت مؤلف ):
خروشان از آن جایگه بازگشت
تو گفتی که با باد همباز گشت.فردوسی.ز توران سزاوار و همباز تو
نیابم کسی نیز دمساز تو.فردوسی.چو کسری بیامد برِ تخت خویش
گرازان و همباز با بخت خویش.فردوسی.بنده را بواحمد خلیل گویند پدر بومطیع که همباز ملک است. ( تاریخ بیهقی ). ای امیرالمؤمنین از خدای عزوجل بترس که یکی است و همباز ندارد.( تاریخ بیهقی ).
بلندیش با چرخ همباز بود
سطبریش بیش از چهل باز بود.اسدی.ابوالحسن و ابونصر هر دو همباز بودنددر قضاء پارس. ( ابن بلخی ). وزیر مانند همباز ملک است و در پادشاهی و مال و مملکت او متصرف. ( ابن بلخی ).

فرهنگ معین

(هَ ) (ص. ) شریک، انباز.

فرهنگ عمید

۱. شریک، حریف.
۲. همتا.

فرهنگ فارسی

انباز، شریک، حریف، همتا
( صفت ) ۱- انباز شریک. ۲- همتا.

ویکی واژه

شریک، انباز.

جمله سازی با همباز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خود ایندل من یار کسی دیگر بود من میگفتم مگر که همباز منست

💡 تن پرستان جهان را نشوم همبازی انس با عام کالانعام نگیرم هرگز

💡 آن یکی کرباس را در آب زد وان دگر همباز خشکش می‌کند

💡 در ۷ ژوئن ۲۰۱۹، تیلور در توئیتر اعلام کرد که او و باب مورلی ستاره همبازی او در صد نفر ازدواج کرده اند.

💡 بهر چه رأی تو روی آورد رضا ندهد بدین قدر که قضا باشدش در آن همباز

💡 او کارش را با ایفای نقشی در یکی از فیلم‌های لوچانو امر آغاز کرد و بعدها در چندین فیلم با ویتوریو گاسمن همبازی شد.

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز