لغت نامه دهخدا
چشم عریان. [ چ َ / چ ِ م ِ ع ُرْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ظاهراً کنایه از چشم نابیناست:
سواد هند خاطرخواه باشد بیکمالان را
نماید خانه تاریک روشن چشم عریان را.حضرت شیخ ( از آنندراج ).
چشم عریان. [ چ َ / چ ِ م ِ ع ُرْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ظاهراً کنایه از چشم نابیناست:
سواد هند خاطرخواه باشد بیکمالان را
نماید خانه تاریک روشن چشم عریان را.حضرت شیخ ( از آنندراج ).
ظاهرا کنایه از چشم نابیناست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلقی از وضع جنون ما به عبرت دوخت چشم هر کجا گل میکند عریانی ما سوزن است