چشم باز کردن

لغت نامه دهخدا

چشم باز کردن. [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چشم گشودن. مقابل چشم بستن. || در تداول عامه، کنایه از کسی یا چیزی را بدقت و کنجکاوی نگریستن. || بمجاز، بیدار شدن. از خواب برخاستن.
- چشم رضا و مرحمت به کسی یا برکسی باز کردن؛ کنایه از نظر مهر و محبت بدان کس داشتن. بنظر لطف و نوازش نگریستن:
چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی
چون که ببخت من رسد اینهمه ناز میکنی.سعدی.|| در تداول عامه، به گربه یا سگ نوزاد گویند که تازه چشم واکرده است، یعنی هنوز چند روز از تولد او نگذشته است و چیزی درک نمیکند و در مورد انسان گویند: تازه چشم بازکرده؛ یعنی بی تجربه و نادان است.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - گشودن چشم مقابل چشم بستن. ۲ - کسی یا چیزی را بدقت نگریستن. ۳ - بیدار شدن از خواب. ۴ - چشم رضا و محبت بکسی باز کردن.

جمله سازی با چشم باز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (قيامت ) روزى است كه ستاره ها مكدّر و گرفته مى شوند. اذا النجوم انكدرت هنگام مرگ هم ستاره ها نورش گرفته مى شود، اين چشم و گوش به منزلهستاره است، وقتى مى آيد كه چشم باز است، ولى نمى بيند، گوش باز است ولى نمىشنود.

💡 نقل موجودات در یک حرف نتوان برد سهل گر بود در نیم خرما چشم باز و دل گوا

💡 اول بکاشت دانه و آخر درخت شد نی، چشم باز کن، که نه اول نه آخرند

💡 چرخ با آن چشم بازی انجمش با آن سپهر رقعه های چشم بندی سوی دنیا افکنند

💡 چشم باز كردم، ديدم اطرافيانم، آماده مرگ من هستند، با باز شدن چشم من، همگىخوشحال شدند،

💡 اگرچه مریم قدس است، رسم وامق نیست که چشم باز کند جز جمال عذرا را

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز