لغت نامه دهخدا
چشم انداز شدن. [ چ َ / چ ِاَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تغافل کردن و غافل بودن از چیزی. || از بالا نظر کردن. ( ناظم الاطباء ).
چشم انداز شدن. [ چ َ / چ ِاَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تغافل کردن و غافل بودن از چیزی. || از بالا نظر کردن. ( ناظم الاطباء ).
( مصدر ) ۱ - از بالا نظر کردن. ۲ - غافل بودن از... تغافل کردن از...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سید آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان آزادشهر در استان گلستان ایران سید آباد یک سد دارد که ساخته شده از دوره حکومت پهلوی است که بسیار زیبا و چشم انداز زیبایی دارد.
💡 انديشه هاى خدايى، در مؤ منين، بينشهاى عميق اجتماعى و ديدى وسيع مى آفريند كه دامنهاش تا ابديت پر كشيده است و در وراى (حال )، جهانهايى گسترده را در چشم انداز او مىگسترد. مؤ من، با بينش الهى، ناديدنيها را مى بيند و با اين طرز تفكر، با قدرتخلاّقه اى كه دارد، از مردمى متحرك و پرجوش، اجتماعى مى سازد پويا و پيشرو.
💡 فودکورتی با انواع غذاهای ایرانی و فرنگی در محیطی زیبا و چشم اندازی کم نظیر در این مجموعه فعال است.
💡 اگر قصد سفر به روستای جنگل را دارید بهتون پیشنهاد میکنم که حتما این چشم انداز و رودخانه پر آب روستای جنگل را از دست ندید