چرخ گری
لغت نامه دهخدا
چرخ گری. [ چ َ گ َ ] ( حامص مرکب ) بر چرخ کشیدن تیغ وخنجر و ظروف نقره و مس و مانند آن. ( آنندراج ). تراشکاری. چرخکاری. تراش دادن فلزات و غیره:
میکند گردش ایّام بدان راهبری
میشود تیغ ستم را زفلک چرخگری.شفیغ اثر ( از آنندراج ).رجوع به چرخ گر و چرخکار و چرخکاری شود.
فرهنگ فارسی
بر چرخ کشیدن تیغ و خنجر و ظروف نقره و مس و مانند آن.
جمله سازی با چرخ گری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریخته گری قالب گچ اغلب برای ساخت اجزای قفل، چرخ دنده ها، شیرآلات، تزئینات، اتصالات و ابزار مورد استفاده قرار می گیرد. این همچنین برای نمونه های اولیه و تولید کوتاه مدت قطعات آلومینیوم و روی استفاده می شود.
💡 به رنگ چرخ گرت صد هزار دیده دهند به روز خویش چو ابر بهار گریان باش
💡 چرخ گری را اگر پاس تو گردد حفیظ با دل جمع ایستد بر سر نوک سنان