چرت چرت

لغت نامه دهخدا

چرت چرت. [ چ ِ چ ِ ] ( اِ صوت مرکب ) حکایت آوازِ شکستن تخمه هندوانه و خربوزه و غیره. صدائی که چون تخمه هندوانه و خربوزه با دندان شکنند، به گوش رسد.

فرهنگ فارسی

آواز شکستن تخمه هندوانه و خربوزه و غیره. صدائی که چون تخمه هندوانه و خربوزه با دندان شکنند.

جمله سازی با چرت چرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علامه مجلسى (ره ) در بحارالانوار از بعضى از صالحيننقل كرده كه شخصى بنام محلى الدين اربلى گفت: من نزد پدرم بودم، مردىهمراه پدرم بود، او را چرت (خواب سبك ) برد و عمامه اش از سرش افتاد، و پدرم ديداثر زخمى سنگينى در سر او پيدا است، از او علت آن راسوال كرد.

💡 «هر چرت باید به اندازهٔ حداقل ۴۵ دقیقه و پیوسته باشد، اگرچه که چرتهای طولانی تر(۲ ساعت) بهتر است.به طور کلی هر چقدر که طول چرت کوتاه تر باشد، تعداد آن باید به نسبت بیشتر باشد.(هدف به دست آوردن ۸ ساعت خواب در طول یک روز بوده‌است)»

💡 نشانه هاى درجه عالى ايمان  رسول خدا(ص ) نماز صبح را با جماعت خواند، بعد از نماز به جوانى كه در مسجد بودنگاه كرد ديد او چرت مى زند، و سرش پائين مى افتد و رنگش ‍ زرد است و تنش لاغر،چشمانش در گودى فرو رفته است، به او فرمود:

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز