چرب گو

کلمه «چرب‌گو» به معنای «چرب‌زبان» است و کنایه از کسی است که شیرین سخن و خوش‌قول باشد. این واژه در متون ادبی و لغت‌نامه‌های فارسی آمده و بار معنایی مثبت و منفی دارد، زیرا هم به فصاحت و لطافت سخن اشاره دارد و هم گاهی به چاپلوسی یا فریب‌دهندگی دلالت می‌کند. چرب‌گو فردی است که با زبان نرم و سخن دلنشین، دیگران را خوشحال می‌کند یا نظر آن‌ها را جلب می‌نماید و در روابط اجتماعی و مذاکره‌ها تأثیرگذار است. شاعران و نویسندگان، از این صفت برای توصیف فصیح‌گویان و کسانی که سخن شیرین دارند، استفاده کرده‌اند. به طور خلاصه، «چرب‌گو» یعنی کسی که چرب سخن می‌گوید، خوش‌قول است و توانایی تأثیرگذاری و جلب رضایت دیگران با کلام خود را دارد.

لغت نامه دهخدا

چربگو. [ چ َ ] ( نف مرکب ) بمعنی چرب زبان است، که کنایه از شیرین سخن باشد. ( برهان ). چرب زبان. ( ناظم الاطباء ). چربگوی. چرب سخن. چرب گفتار. فصیح:
همان چربگو مرد شیرین گذار
چنین چربی انگیخت از مغز کار.نظامی.|| چاپلوس. || فریب دهنده. ( برهان ). رجوع به چرب زبان و چرب سخن و چربگوی شود.

فرهنگ عمید

چرب گفتار، چرب زبان، خوش سخن: همی رای زد با یکی چرب گوی / کسی کاو سخن را دهد رنگ وبوی (فردوسی: ۲/۲۶۰ ).

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز