لغت نامه دهخدا
چاه گرد. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان عربخانه بخش شوسف شهرستان بیرجند که در 69 هزارگزی شمال باختری شوسف، سر راه مالرو عمومی گیوبه شوسف واقع شده. کوهستانی و معتدل است و 13 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
چاه گرد. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان عربخانه بخش شوسف شهرستان بیرجند که در 69 هزارگزی شمال باختری شوسف، سر راه مالرو عمومی گیوبه شوسف واقع شده. کوهستانی و معتدل است و 13 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی را ز گردون دهد بارگاه یکی را ز کیوان درآرد به چاه
💡 بوسه های تشنه لب، پر در پرهم بافته است چون کبوترهای چاهی، گرد چاه غبغبش
💡 وز آن گِل همی کند رنجور مرد چنین تا برآورد از آن چاه گرد
💡 چو یوسف رخ مشرق از گرد راه برون آمد از چاه کنعان پگاه
💡 ز فوق قدرش گردون بمانده اندر تحت ز اوج جاهش کیوان بمانده اندر چاه
💡 اگر صد کنی چاه بهتر ز پنج چو خواهی که آسوده گردی ز رنج