لغت نامه دهخدا
چانه سخن. [ ن َ / ن ِ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) زنخ زن. چارچارگوی. ( مجموعه مترادفات ص 370 ). حرف مفت زن. بیهوده گو.
چانه سخن. [ ن َ / ن ِ س ُ خ َ ] ( ص مرکب ) زنخ زن. چارچارگوی. ( مجموعه مترادفات ص 370 ). حرف مفت زن. بیهوده گو.
زنخ زن. چارچارگوی. حرف مفت زن. بیهوده گو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و با سخن نخستين او معارض است كه گفته بود:رسول خدا(ص ) بر روى سينه و زير چانه ام تكيه داده بود كه در هم شكست و سنگين شدو از دنيا رفت ! و باز ابن عساكر از عايشه آورده است: