چاق چاق

لغت نامه دهخدا

چاق چاق. ( اِ صوت مرکب ) چاقاچاق. تاق تاق. طراق طراق. صدایی که از خورد شدن و شکستن چیزی برخیزد:
بِسرِ شَد گاهیش نرم و گه درشت
زو برآرد چاقچاقی زیر مشت.مولوی.

فرهنگ فارسی

تاق تاق. طراق طراق. چاقاچاق. صدایی که از خورد شدن و شکستن چیزی برخیزد.

جمله سازی با چاق چاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارای طبیعتی گرم و تر است. خواص:اشتها آور، چاق‌کننده، حاوی انواع ویتامین‌ها، تقویت‌کنندهٔ بدن و برطرف کنندهٔ لرزش‌های ناشی از بیماری پارکینسون (رعشه)، چاق‌کننده و مفید برای ترک اعتیاد، سرشار از ویتامین.

💡 نزدیک شد که پشت فلک بر زمین رسد شد بسکه زیر چاق جهان پهلوان برف

💡 46 - يـوسف اى مرد بسيار راستگو درباره اين خواب اظهار نظر كن كه هفت گاو چاق را هفتگـاو لاغـر مـى خـوردنـد، و هـفـت خوشه تر و هفت خوشه خشكيده، تا من به سوى مردم بازگردم تا آنها آگاه شوند.

💡 در سال ۱۹۹۸، دل تورو حدود هیجده کیلوگرم چاق شد تا در نقش دکتر گونزو یا اسکار زتا آکوستا در فیلم ترس و نفرت در لاس وگاس بازی کند.

💡 در جهان مثل قدش چاقم نمی‌گیرد دگر بس که چون سرو قد او راست باشد چاق من

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز