چار ضد

لغت نامه دهخدا

چارضد. [ ض ِ ] ( اِ مرکب ) چهارضد. چهارطبع. حرارت و برودت و رطوبت و یبوست. گرمی و سردی و تری و خشکی:
گفتم مزاج هست ستمگار و چارضد
گفتا که اعتدال سیم را بود ضرور.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

چهار ضد. چهار طبع. حرارت و برودت و رطوبت و یبوست. گرمی و سردی و تری و خشکی.

جمله سازی با چار ضد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از اول این بادیه تا کعبه مقصود دیدیم و گذشتیم از او چار مقام است

💡 در چار سوی خاک ز خود رسته شو به حق زان کز مکان دور فلک رسته شد مکان

گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
فیکس یعنی چه؟
فیکس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز