پیکان رود
لغت نامه دهخدا
پیکان رود. [ پ َ ] ( اِخ ) از رودهای بخارا. ( نرشخی، تاریخ بخارا ص 39 ).
فرهنگ فارسی
از رود های بخارا
جمله سازی با پیکان رود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بخش دوره تاریخی اشیای سفالی، سنگی، فلزی به معرض نمایش گذاشته شدهاست که شامل ظروف سفالی، ریتون سفالی، زیور آلات از جنس سنگهای قیمتی، سر پیکان برنزی میشود که عموماً مربوط به دوره اشکانی و ساسانی است و از مناطق بشاگرد، میناب، رودان و حاجی آباد به دست آمدهاست.
💡 دل می رود از سینه و پیکان تو باقی ست رحم است بر آن یار که از یار برآید
💡 عجب نباشد اگر باز پس رود تیرش کند زمانه ز سوفار تیر او پیکان