لغت نامه دهخدا
پیوندخواه. [ پ َ / پ ِ وَ خوا / خا ] ( نف مرکب ) وصل جو:
چو من بانوی مصر و همتای شاه
شوم با تو یکتا و پیوندخواه.شمسی ( یوسف و زلیخا ).
پیوندخواه. [ پ َ / پ ِ وَ خوا / خا ] ( نف مرکب ) وصل جو:
چو من بانوی مصر و همتای شاه
شوم با تو یکتا و پیوندخواه.شمسی ( یوسف و زلیخا ).
( صفت ) وصل جو: چو من بانوی مصر و همتای شاه شوم بانو یکتا و پیوند خواه... ( یوسف و زلیخا لغ. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او را خواهی از زن و فرزند ببر مردانه همی ز خویش و پیوند ببر
💡 بگسل از خویش و به هر خار که خواهی پیوند که درین ره ز تو ناسازتری نیست ترا
💡 تو عمر باقی خواهی بکار خیر گرای که کار خیر بود عمر مرد را پیوند
💡 او را خواهی از زن و فرزند ببُر مردانه درآی و خویش و پیوند ببُر