فرهنگستان زبان و ادب
{gene linkage, linkage , genetic linkage} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] قرار گرفتن پشت سرهم ژن ها بر روی یک فام تن که تعیین کنندۀ تمایل آنها برای به ارث رسیدن توأمان است
{gene linkage, linkage , genetic linkage} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] قرار گرفتن پشت سرهم ژن ها بر روی یک فام تن که تعیین کنندۀ تمایل آنها برای به ارث رسیدن توأمان است
قرار گرفتن پشتسرهم ژنها بر روی یک فامتن که تعیینکنندۀ تمایل آنها برای به ارث رسیدن توأمان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مککلینتاک در سال ۱۹۲۷ پیاچدی خود را در رشته گیاهشناسی از دانشگاه کرنل گرفت. و کار خود را به عنوان رهبر توسعه سیتوژنتیک ذرت شروع کرد که بقیه عمرش در پژوهش بر روی آن تمرکز کرد. از اواخر دهه ۱۹۲۰، مککلینتاک کروموزومها و چگونگی تغییر آنها در طی تکثیر ذرت را مورد مطالعه قرار داد. او تکنیکی برای مشاهدهٔ کروموزومهای ذرت ایجاد کرد و از تجزیه و تحلیل میکروسکوپی برای نشان دادن بسیاری از عقاید بنیادی ژنتیک بهره جست. یکی از آن عقاید مفهوم نوترکیبی ژنی به وسیلهٔ کراسینگاور در طی میوز بود، مکانیسمی که بوسیلهٔ آن مشخص میشود کدام کروموزومها اطلاعات را مبادله میکنند. او اولین پیوستگی ژنتیکی ذرت را با ارتباط دادن حوزهٔ کروموزومها به ویژگیهای فیزیکی