پینه بستن

لغت نامه دهخدا

پینه بستن. [ ن َ / ن ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) سخت شدن پوست دست و پای و زانو یاپیشانی آدمی از بسیاری کار یا رفتن و یا سجده کردن و ستبر شدن زانو یا سینه شتر بعلت سائیدگی بزمین. کوره بستن. کبره بستن. رجوع به پینه شود:
پینه بسته ست جفته هردو
بس که از حکه کون بکون زده اند.محسن وضیحی ( از آنندراج ).- مثل زانوی شتر پینه بستن؛ سخت پینه دار شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کبره بستن شوغ بستن: پینه بسته است جفت. هر دو بسکه از حکه کون بکون زده اند. ( محسین وضیحی ) یا پینه بستن بر پیشانی. از کثرت نماز گزاردن و سر بر مهر نهادن ایجاد شدن پینه در پیشانی. یا مثل زانوی شتر پینه بستن. سخت پینه دار شدن.

جمله سازی با پینه بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نواختن زیاد به این روش باعث پینه بستن انگشتان می‌شود.

💡 پینه بستن پوست برای این است که لایه‌ای پشتیبان بر روی روپوست برساخته شود و از پارگی روپوست در پی ادامه سایش‌ها پیشگیری شود.