پیمانه خور

لغت نامه دهخدا

پیمانه خور. [ پ َ / پ ِ ن َ / ن ِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) خورنده پیمانه. شرابخوار. || در اصطلاح مردم قزوین، باغهائی که فقط از یک آب معین مشروب شود و از سیلاب حق ندارد. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- خوردند. پیمانه شرابخوار. ۲ - باغهایی که فقط از یک آب معین مشروب شود و از سیلاب حق ندارد.

جمله سازی با پیمانه خور

💡 صبح شد ساقی بیا بگشا در میخانه را همچو خور بر دور افکن از کرم پیمانه را

💡 آن به که شراب را حکیمانه خوری هر روز باندازه دو پیمانه خوری

💡 ترک می ار مشکل است به خانه رندانه خور آخر شب بهر خواب یک دو سه پیمانه خور