لغت نامه دهخدا
پیل خانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) فیل خانه. جایی که در آن پیلان را بندند. ( آنندراج ). جای نگهداری فیلان: گوسفند ازبیم آتش خود را در پیلخانه اوگند... آتش در نی افتاد و قوت گرفت و پیلخانه درگرفت. ( سندبادنامه ص 82 ).
پیل خانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) فیل خانه. جایی که در آن پیلان را بندند. ( آنندراج ). جای نگهداری فیلان: گوسفند ازبیم آتش خود را در پیلخانه اوگند... آتش در نی افتاد و قوت گرفت و پیلخانه درگرفت. ( سندبادنامه ص 82 ).
💡 پیل اندر خانهای تاریک بود عرضه آورده بودندش هنوددیدنش با چشم چون ممکن نبود اندر آن تاریکیش کف میبسودآن یکی را کف به خرطوم اوفتاد گفت همچون ناودانست این نهادآن یکی را دست بر گوشش رسید آن برو چون بادبیزن شد پدیدآن یکی را کف چو بر پایش بسود گفت شکل پیل دیدم چون عمودآن یکی بر پشت او بنهاد دست گفت خود این پیل چون تختی بدستدر کف هرکس اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی
💡 فیل یا پیل، یکی از مهرههای شطرنج است که میتواند به صورت مورب تا هر خانهای که بخواهد، حرکت کند. هیچگاه رنگ خانههایی که فیل بر آنها قرار میگیرد، تغییر نمیکند. برای نمونه، اگر این مهره از آغاز بازی بر خانهٔ تیره قرار گرفتهباشد، هیچگاه نمیتواند بر خانهای روشن قرارگیرد. امکان مسدود شدن مسیر فیل توسط مهرههای دیگر وجوددارد. مسیر این مهره مانند مهرههای دیگر با گرفتن مهرههای حریف مسدود میشود.