لغت نامه دهخدا
پیشی جستن. [ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تقدم جستن. پیشی گرفتن. مقدم شدن. سبقت گرفتن خواستن. پیش افتادن.
پیشی جستن. [ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تقدم جستن. پیشی گرفتن. مقدم شدن. سبقت گرفتن خواستن. پیش افتادن.
( مصدر ) تقدم جستن پیشی گرفتن مقدم شدن سبقت گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باب هفتم اندر پیشی جستن در سخندانی و دانش
💡 «فَبَدَأَ بِأَوْعِیَتِهِمْ» پیشی کرد بجوالهای دیگر برادران جستن، «قَبْلَ وِعاءِ أَخِیهِ»