پیشه ساختن
مترادفها
پیشه کردن
لغت نامه دهخدا
پیشه ساختن. [ ش َ / ش ِ ت َ ] ( مص مرکب ) پیشه کردن. پیشه گفتن. حرفت و شغل و صنعت خود قرار دادن.
جمله سازی با پیشه ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردم مملکت تدمر مردمانی بازرگان و تجارت پیشه بودند، ولی در کنار تجارت به دین و مذهب نیز علاقهٔ خاصی داشتند، بهطوریکه در ساختن معابد و هیاکل و ساخت قبور هزینهٔ هنگفتی صرف مینمودند. گویند در حدود ۳۰ عدد بت و الهه داشته بودند که هریکی از آنها رموز مخصوص خود را داشتهاند. بزرگ و مهترِ این معبودات و بتها الهه بعل بوده که یکی از مقدسترین الهههای تدمر بودهاست؛ از این روی در بیشتر پیکرههای موجود تصویر الهه بل دیده میشود. همچنین به جانب الهه بل و در مقام بعدی الهه «بلتی» و الهه «یرحبول» و الهه «أغلبول» آمدهاست. این چهار الهه نزد مردم تدمر قدر و احترام و تقدس بسیاری داشتهاند و نیایش آنان بر همه واجب بودهاست.
💡 کار تو ساختن و پیشه من سوختن است ذره در عرصه پروانه نگردد هرگز