پیرک پادشاه

لغت نامه دهخدا

پیرک پادشاه. [ رَ دِ ] ( اِخ ) ابن لقمان پادشاه. سومین امیر از امرای طغاتیموری ( 790 - 810 هَ. ق. ). رجوع به تاریخ مغول ص 478 و حبیب السیر ج 2 ص 109 شود.
پیرک پادشاه. [ رَ دِ ] ( اِخ ) حاکم استرآباد ( 786 - 809 هَ. ق. ). وی بارویی گرد استرآباد برآورده و قلعتی برای حفاظت آن شهر ساخته است. رجوع به پیر پادشاه و رجوع به مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 72 و 164 شود.

فرهنگ فارسی

حاکم استر آباد

جمله سازی با پیرک پادشاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از مرگ تیمور، رفتار جانشینش، شاهرخ، با سادات مرعشی مسالمت‌آمیز بود؛ چنانچه به آنان اجازهٔ بازگشتن به مازندران داد. در ابتدای ورود مرعشیان به تبرستان، پیرک پادشاه، حاکم استرآباد، آنان را محبوس نمود و اموالشان را ضبط کرد. با شورش مردمان ساری و کشتن والی ساری توسط آنان و سپس حرکت مردم آمل به سوی استرآباد، که یحتمل سیدعلی ساری مشوق و محرک آن‌ها بوده، پیرک پادشاه سادات مرعشی را در سال ۸۰۹ه‍جری قمری با هدایایی رها کرد.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز