لغت نامه دهخدا
پیراهن خرد. [ هََ ن ِ خ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) پیراهنچه. پیراهن کوچک. صدار. ( دهار ) ( منتهی الارب ). غلالة. ( دهار ). اصدة. ( از منتهی الارب ).
پیراهن خرد. [ هََ ن ِ خ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) پیراهنچه. پیراهن کوچک. صدار. ( دهار ) ( منتهی الارب ). غلالة. ( دهار ). اصدة. ( از منتهی الارب ).
پیراهنچه پیراهن کوچک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بوی خلق تو شد دیده خرد بینا چو چشم مرسل کنعان ز بوی پیراهن
💡 البته از بعضی از تصاویر احتمال میرود که همه تجمع کنندگان خداناباور نبودهاند، گزارش تصویری گاردین به خوبی نمایانگر این ماجراست. در این تصویر یک خداباور با پیراهنی که روی آن نوشته شده «از خدا بترسید و او را جلال دهید.» در راهپیمایی خرد شرکت کردهاست.