لغت نامه دهخدا
پیر و پکر. [ رُ پ َ ک َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) رجوع به هر یک از دو کلمه در ردیف خود شود.
پیر و پکر. [ رُ پ َ ک َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) رجوع به هر یک از دو کلمه در ردیف خود شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر تنی را چو خانه ای میدان از زن و مرد و طفل و پیر و جوان
💡 جوانی جان من پند غلام پیر خود بشنو مکن کاری که از دستت دل پیر و جوان لرزد
💡 پیر و جوان عاشق جمال تو هستند عشق، تخصّص به شیخ و شاب ندارد
💡 همه اندر طریقت پیر و استاد و ز آنها ابتدا شد رسم ارشاد
💡 منم که عشق بتانم نموده پیر و کهن ندانم اینکه چه افتاده عشق را با من
💡 عدلش سبب ایمنی خُرد و بزرگ است جودش سبب زندگی پیر و جوان است