پیر هشت خلد

لغت نامه دهخدا

پیر هشت خلد. [ رِ هََ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از رضوان. خادم بهشت. رضوان. ( آنندراج ).

جمله سازی با پیر هشت خلد

💡 مقصود هفت چرخی و سلطان هشت خلد این پنج نوبه کوفته در دار ملک لا

💡 تا هست چار عنصر ونه چرخ و هشت خلد تا هست تیر ومشتری و زهره وخورا

💡 چون دید آفتاب که آن ماه هشت خلد از روی خود زکات به هفت آسمان دهد

💡 چون جمال او به ما نزدیک شد هشت خلد از شرم آن تاریک شد

💡 به شعر من که اگر نقد نه فلک خوانیش ز هشت خلد برآید خروش صدقنا

💡 بر سر هفتم طبق در من یزید هشت خلد بیش می‌ارزد دو عالم پر گهر یک گوهرم

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز