پیر زمان

لغت نامه دهخدا

پیرزمان. [ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان هیر بخش مرکزی شهرستان اردبیل، واقع در33 هزارگزی جنوب اردبیل و 9 هزارگزی شوسه خلخال به اردبیل. کوهستانی معتدل. دارای 59 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان هیر بخش مرکزی شهرستان اردبیل

دانشنامه عمومی

پیر زمان یک روستا در ایران است که در دهستان سنجبد شمالی واقع شده است. پیر زمان ۴۸ نفر جمعیت دارد. شغل اکثر ساکنان این روستا کشاورزی و دامداری می باشد این روستا دارای اب، برق، گاز، تلفن، و سایر خدمات رفاهی میباشد. طبعیت بِکر و اب و هوای کوهستانی این روستا زبان زَد خاص و عام است

جمله سازی با پیر زمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیر و اصحابش ز هیبت سوختند دیدهٔ عقل آن زمان بردوختند

💡 تا بتدریج زمان و امتداد روزگار عابدان متقی گردند و پیران و رشید

💡 جوان کند می گلرنگ پیر را چه عجب از آنکه توبه ز می در زمان شیب کند

💡 ملک تو کرد پیر جهان را جوان به عدل آراسته شد از تو زمین و زمان به عدل

💡 جهان پیر جوان شد چو بخت آصف عصر بهاء دولت و دین خواجه زمین و زمان

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز