پی گدار
لغت نامه دهخدا
پی گدار. [ پ َ گ ُ ] ( اِخ )دهی از دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه. واقع در 30 هزارگزی جنوب باختری رشخوار. کنار راه مالرو عمومی جنگل به رشخوار. دامنه گرمسیر، دارای 120 تن سکنه. آب آن از قنات، محصول آنجا غلات و پنبه، شغل اهالی آن زراعت و گله داری و کرباس و قالیچه بافی و راه آنجا مالروست. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه
جمله سازی با پی گدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این فیلم نخستین همکاری میان گدار و آنا کارینا بود که به زناشویی آن دو انجامید.
💡 100 - کم سرخ، 101 - گدار سلام، 102 - گن تبوک، 103 - گوهردشت، 104 - گورعلیمراد،
💡 خروشش گوش کر سازد به بانگ رعد سار اندر بغلطاند تن پیل ژیان را بر گدار اندر
💡 در فیلمهای نیمهٔ دوم دههٔ ۶۰ ارتهٔ گدار پیچیدهتر، شیوهٔ داستان پردازیش در خودتر و لحن سیاسی او ستیزگرانهتر گردید.
💡 البته ممكن است بعضى تقيه را نتيجه جبن و ترس بدانند، ولى پس از كمى دقت متوجهخواهند شد كه تقيه، عملى از روى ترس يا بزدلى نيست، بلكه بى گدار به آب نزدنو بى فكر حركت نكردن و راه نيفتادن است.