لغت نامه دهخدا
پی و تاو. [ پ َ / پ ِ ی ُ ] ( اِ مرکب ) پی و پخش. تاب و توان:
همه پاک با هدیه و باژ و ساو
نه پی بود با او کسی را نه تاو.فردوسی.
پی و تاو. [ پ َ / پ ِ ی ُ ] ( اِ مرکب ) پی و پخش. تاب و توان:
همه پاک با هدیه و باژ و ساو
نه پی بود با او کسی را نه تاو.فردوسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دی اچ سی پی وی ۶ از پورت ۵۴۶ در سمت کلاینت و ۵۴۷ در سمت سرور استفاده میکند.
💡 چندی بعد استینگ مسابقهای را در برابر استیو آستین بر سر کمربند دابلیو سی دابلیو یونایتد استیت انجام داد که با شکست استیو آستین قهرمانی را بدست آورد اما ۸۶ روز بعد در پی پی وی کلش آف چمپیونز با شکست در مقابل ریک رود کمربند خود را از دست داد.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان پی و بی را نام برد.
💡 چنان بسوخت دلم، کز سرم برآمد دود دهان سپس، پی و دنبالهٔ سخن بگشود
💡 احتمال بروز سرطان مقعد در افرادی که از طریق مقعد مقاربت داشتهاند، افزایش مییابد. این امر ممکن است به علت افزایش احتمال ابتلاء به ویروس "اچ پی وی " در ناحیه مقعد باشد.