لغت نامه دهخدا
پی قاب. ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار. واقع در 5 هزارگزی جنوب قصر قند و 1 هزارگزی خاور راه مالرو قصر قند به چاه بهار. دارای 25 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
پی قاب. ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار. واقع در 5 هزارگزی جنوب قصر قند و 1 هزارگزی خاور راه مالرو قصر قند به چاه بهار. دارای 25 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار
💡 و آخر حجر الاسودِ خالت چو بدید از ابرویت به قاب قوسین افتاد
💡 صبرکن قاآنیا بر تیر باران بلا کز بلا راهی بود تا قاب قوسین وصال
💡 سینه ام قاب گل روی تو باد در مشامم حسن شب بوی تو باد
💡 کسی کاو نهاد از برِ عرش پای همان برتر از قاب قوسینش جای
💡 بود قربت فنا باری ز کونین هم آن باشد مقام قاب قوسین
💡 اگر از قاب قو سینت بپرسند بفرما زان دو ابرو یک اشارت