پی جان
لغت نامه دهخدا
پی جان. [ پ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حومه بخش رودسر شهرستان لاهیجان. واقع در 9 هزارگزی جنوب خاوری رودسر. جلگه، معتدل، مرطوب. دارای 40 تن سکنه. راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).، پیجان. ( اِخ ) پیشان. نام قصبه ای در ترکستان شرقی تابع دولت چین، در دامنه سلسله تیان شان، در 80 هزارگزی مشرق تورفان در 42 درجه و 25 دقیقه عرض شمالی و 88 درجه و 20 دقیقه طول شرقی. قسمتی از آن محاط سور و نقاط همجوار آن بسیار حاصل خیز است. آنجا پنبه، کنجد، حبوبات و انواع میوه ها بعمل آید و مرکز قضایی ملحق به ایالت کانچو میباشد. در اوایل اسلام آنجا مرکز حکومت خان مقتدر اویغوری بوده است. ( قاموس الاعلام ترکی ).
پیجان. [ پ َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان رحیم آباد بخش رودسر شهرستان لاهیجان واقع در 9هزارگزی جنوب رودسر و 4 هزارگزی شمال باختر رحیم آباد. جلگه، معتدل، مرطوب. دارای 85 تن سکنه. آب آن از نهر پل رود. محصول آنجا برنج. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
فرهنگ فارسی
ده کوچکی از دهستا
جمله سازی با پی جان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصل تو نیست لایق زهاد خودپرست این دولتی است در خور عشاق جان فشان
💡 و ثـبـات قـدم، و عـدم شـك و تـرديـد از يـكـسـو، و ايـثـارمال و جان از سوى ديگر.
💡 نه بتن جان نه برگ خون نه بسر مانده است هوش نه بکیسه زر نه اندر مخزنم مال ای وزیر
💡 ز شوق بلبل شوریده دل به گل میگفت بیا بیا که فراقت مرا به جان آورد
💡 و اگـر نـگـران سـلامت او هستى (ما همه حافظ و نگاهبان برادرمان خواهيم بود) چرا كهبرادر است و با جان برابر! (و انا له لحافظون ).
💡 آن را که نیست ای جان، روی تو قبله دل چون اهل وحدت او را رو با خدا که گوید؟