پی اول

متضادها

پی آخر

لغت نامه دهخدا

پی اول. [ ی ِ اَوْ وَ ]اول ( اِخ ) ( سن... ) پاپ مسیحی از سال 140 تا 155 م. مولد آکیه. وی به رّد و جرح دوطریقه مسمی به «والنتین و مارقیون » پرداخته و در زمره ائمه نصاری درآمده است. ( قاموس الاعلام ترکی ).

جمله سازی با پی اول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ملک عاشقی که دو عالم طفیل اوست آن کس قدم نهاد که اول ز سرگذشت

💡 همانطور که در شکل نشان داده شده‌است، پرتو بازتابی از سطح اول با پرتو بازتابی از سطح بازتاب دهنده دوم ترکیب می‌شود و یک الگوی تداخلی ایجاد می‌شود.

💡 شوال تا برجب میخواره و بطلب تا آخر رمضان از اول رجبیم

💡 از اول میزدم اینجا دم کل که تا پیدا کنم من آدم کل

💡 گفت با دوست هر که بنشیند باید اول ز رأی خود برخاست

💡 چون به بینی اول وآخر همه خود توباشی باطن و ظاهر همه

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران