پژمرده کردن

لغت نامه دهخدا

پژمرده کردن. [ پ َ م ُ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پژمراندن. پژمرانیدن. فسردن. افسرده کردن. اِذبال. کاهیده گردانیدن. تشزیب. || خشکاندن. خشک کردن ( نبات ). اِذواء. تَکدِئة.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- پژمراندن افسرده کردن. ۲- خشک کردن خشکاندن.
پژمراندن پژمرانیدن

جمله سازی با پژمرده کردن

💡 مرحله بعدی خشک کردن رطوبت اضافی است. به علف اجازه داده می‌شود تا چند ساعت در مزرعه پژمرده شود تا رطوبت آن به حدود 60 تا 75 درصد کاهش یابد. این سطح رطوبت امکان تخمیر بهینه را فراهم می‌کند. اگر علوفه برای مدت طولانی‌تری کنار گذاشته شود، ممکن است بیش از حد خشک شود، یا ممکن است زیر باران بماند. این دو دلیل و سایر تغییرات جوی، باعث کاهش کیفیت تخمیر می‌شوند. همچنین، هر چقدر مدت طولانی‌تری بعد از رسیدن علوفه، بریده نشوند، امکان از دست دادن مواد مغذی آن‌ها بیشتر می‌شود.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز