فرهنگستان زبان و ادب
{nilpotent} [ریاضی] ویژگی عنصری از یک ساختار جبری که توانی از آن صفر است
{nilpotent} [ریاضی] ویژگی عنصری از یک ساختار جبری که توانی از آن صفر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا توانی گوهر شهوار شد، از فکر پوچ چون کف بی مغز بار خاطر دریا مشو
💡 در صورت نخست با فرا رسيدن پيرى و اضافه شدن فقرِ نيرو و توان جسم و جانت بهفقر مالى و اقتصادى ات، يكباره همه اقتدار و احترام و جاه و مقامت هيچ و پوچ مى گردد وكارت از نظر توده مردم تمام است.
💡 می توان از ذکر حق تا کرد پر گوهر دهان حیف باشد از حدیث پوچ پرخاشاک کرد
💡 چون سایه بس که دولت دنیاست هیچ و پوچ با مشتی استخوان ز هما می توان گرفت